دست نوشته های یک دل

عمیق ترین درد در  زندگی

مردن نیست ، بلکه گذاشتن

سدی در برابر رودیست که

از چشمانت جاریست.

عمیق ترین درد در زندگی

مردن نیست ، بلکه پنهان

کردن قلبی ست که به

اسفناک ترین حالت شکسته

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٤ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

عاقلان نقطه پرگاروجودندولی

عشق داند که دراین دایره سر گردانند

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

ترسم که شبی در غم جانگاه بمیرم

با اتش دل سوزمو با اه بمیرم

در لحظه اخر که اجل گفت بمیرم

ای کاش تورا ببینم بعد بمیرم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٤ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

عجب بیهوده تکراریست   دنیا

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱٦ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

دلبرمن

ندینت برای من

رفتنت از کنار من

اتیش به جونم میزنه

عاشقتم 

عاشق اون نگاتم

ندیدن نگاتم  اتیش به جونم میزنه

دلبرمن

عاشق سربه راهتم

نگفتن دوست دارم

اتیش به جونم میزنه

خسته شدم

خسته ازاین جدایها

دیدن بی وفایها

اتیش به جونم میزنه

توواسه بهار این دل

همیشه خزون وزردی

بگو تابزاربدونم

اخه تو بامن چه کردی

تو مثل کوهای پربرف

واسه من خاموش وسردی

میدونم دروغ میگفتی

میریو باز بر میگردی

اره ازتوعشق زیبا

من فقط یه چیزی میخوام

توی این دنیای سنگی

من فقط عشقتو میخوام

من میخوام باشی تو یارم

بمونی همش کنارم

ببینی که با نبودت

ازجدایها بیزارم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٩ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

نمی دانم

نمی دانم محبت رابرچه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود

برچه گلی بنویسم که هرگز پرپرنشود

برچه  دیواری بنویسم گه هرگز پاک نشود

برچه ابی بنویسم که هرگز گل الود نشود

و

برچه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود......................................

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

قلبم را . . . دلم را به تو می سپارم چرا که دوستت دارم ای همیشگی ترین دوست در حسرت دیدنت بی قرارم ای تک سوار محبت از حزن دوریت گریه دارم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢۸ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱۸ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٥ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱۱ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

آدمها چه راحت با جابجایی یک نقطه از خدا جدا میشوند

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٠ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

آنجا که می دانی چشمان مشتاقی برایت اشک می ریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٩ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

خیلی وقتا آدما واسه اینکه رو قولشون وایستن قولشونو زیر پا می ذارن تا بتونن روش وایسن

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٥ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت میکنم تا بگویم دوستت دارم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٤ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

بهترین دوستم نیستی لا اقل بهترین دشمنم باش اگر
غمخوارم نیستی لا اقل بزرگترین غم باش هر چی
هستی بهترین باش چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند
ماند
 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی نامه عاشقیم را تو
فقط می خوانی قاصدک هیچ کس با من نیست همه رفتند
تو چرا می مانی؟؟؟
 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۳۱ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

پس از مرگم بیا زیبا نگارم         بیا در جمع خوبان بر مزارم

سرت خم کن ببوس خاک مزارم   که من در زیره خاکم چشم انتظارم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۳٠ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

زخاک بخواب نازنین تختی نیست

اواره شدن حکایت سختی نیست

از پاکیه اشکهای خود فهمیدم

لبخند همیشه رازخوشبختی نیست

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٧ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم

در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم

امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد

ایا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٤ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

*روزی سپری شد به امیدی که شب آید

شب آمدو دیدم به دلم تاب و تب آمد

ای دوست دعا کم منه دیوانه مبادا

در حسرت دیداره تو جانم به لب آید

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۳ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

*اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

 

 

 

 

دل من داندو من دانم و تنهایی من

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۱ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

نخواهم گل که گل بی اعتبار است

تمام عمر گل فصل بهار است

تو را خواهم من از گلهای عالم

 

 

که عطر تو همیشه ماندگار است

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٠ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

ابر چشمم به هوای رخ تو بارانیست 

 مثل دریای دلت دیده من طوفانیست

یک نظر کردی و دل گشت اسیرت اینک

پشت مژگان ۲ چشمت دل من زندانیست

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٧ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید
از غم رسوا شدن سر در گریبان میکنم
دست عشقت بند زرین زد به پایم این زمان
کاین سیه کاری به موی نقره افشان میکنم
سینه پر حسرت و سیمای خندانم ببین
زیر چتر نسترن آتش فروزان میکنم

دیده بر هم مینهم تا بسته ماند سر عشق
این حباب ساده را سرپوش طوفان میکنم
این من و این دامن و این مستی آغوش تو
تا چه مستوری من آلوده دامان میکنم
دست و پا گم کرده و آشفته می مانم به جای
نعمت وصل تو را اینگونه کفران میکنم
ای شگرف، ای ژرف، ای پر شور، ای دریای عشق
در وجودت خویش را چون قطره ویران میکنم
تا چراغانی کنم راه تو را هر شامگاه
اشک شوقی نو به نو آویز مژگان میکنم
زان نگاه کهربایی چاره فرمان بردن است
هر چه میخواهی بگو آن میکنم آن میکنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٥ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

آشنایان را خبری از دل تنهایم نیست / غم دل با که بگویم که کسی یادم نیست . . .

راز این نکته فقط باد صبا میداند / دارمت دوست به قدری که خدا میداند . . .

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۳ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۱ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه

عشق یعنی ... همون سلام اول.

عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.

عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.

عشق یعنی ... به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم .

عشق یعنی ... انفجار احساسات.

عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.

 

عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.

عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه.

عشق یعنی ... ترو ببخشه و یه فرست دیگه بهت بده.

عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم

عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که مواظب هیکلت باشه

عشق یعنی ... مایه قوت قلب

عشق یعنی ... شادی و نشاط

عشق یعنی ... کسی که دلتو می بره

عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.

عشق یعنی ... غذا رو شریکی خوردن.

عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.

عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.

عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.

عشق یعنی ... هر روز به بهونه ای جشن گرفتن.

عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن.

 عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.

 عشق یعنی ... عکس عشقت یه جایی جلوی شماته.

عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.

عشق یعنی ... از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمی زنه.

عشق یعنی ... وحشتی از بودن با اون نداری.

عشق یعنی ... خوبی هاشوهم درکنار بدی هاش ببینی.

عشق یعنی ... یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن.

عشق یعنی ... یه کیک خونگی برای روز تولدش.

عشق یعنی ... تمام توجهت به اون باشه.

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه.

عشق یعنی ... هلش بدی توی مسیر درست.

عشق یعنی ... گرفتن یه پرستار برای بچه .

عشق یعنی ... یادت نره که هر کسی باید بتونه عقیدشو بگه.

عشق یعنی ... توی پرداخت صورت حساب کمکش کنی.

عشق یعنی ... یه قرار ملاقات خیلی مهم.

عشق یعنی ... با هم تاب خوردن.

عشق یعنی ... چیزی که کمک می کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کنی.

عشق یعنی ... با هم ارتباط قلبی داشتن.

عشق یعنی ... با هم موسیقی رمانتیک گوش دادن.

عشق یعنی ... یکی همیشه با یه کادو و هدیه کوچولو بیاد.

عشق یعنی ... بعضی وقتا بی حوصله شدن.

عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.

عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.

عشق یعنی ... اولین کسی که زنگ میزنه ببینه تو رسیدی خونه یا نه.

عشق یعنی ... از اینترنت بیرون اومدن وکامپیوتر رو خاموش کردن و با هم به گشت و گذار رفتن.

عشق یعنی ... وقتی نشونه ها امید بخشن.

عشق یعنی ... شمع ومهتاب وستاره ها.

 

عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.

عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته.

عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.

عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.

عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم

عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.

عشق یعنی ... همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید.

عشق یعنی ... برای تولدش درست همون چیزی رو که دوست داره بهش هدیه بدی.

  عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره.

عشق یعنی ... به اون نشون بدی که واقعا درکش می کنی.

عشق یعنی ... وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید.

عشق یعنی ... وقتی باهاش قرار داری حسابی به خودت برسی.

عشق یعنی ... مثل توی قصه ها رمانتیک بودن.

عشق یعنی ...  براش یه نامهء رمانتیک بفرستی.

عشق یعنی ... بعضی وقتا دل همدیگه رو شکستن.

عشق یعنی ... احساس کنی که همهء دور و برت روعشق گرفته.

عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قویتره.

عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن.

عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.

عشق یعنی ... جادوش کنی.

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.

عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.

عشق یعنی ... دو چهره خندون.

عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.

عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.

عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.

عشق یعنی ... احساس کنی پاهات رو زمین بند نیست

 

عشق یعنی ... به جای اینکه بره ها رو بشماری آنقدر به اون فکر کنی تا خوابت ببره.

عشق یعنی ... حرفشو باور کنی.

عشق یعنی ... تو گوش هم زمزمه کردن

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٩ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای
love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوست دارم تا اخرین نفس عزیزم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱۸ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

یک زن میان محملی اندرغم و تاب و تب است

این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است

ایام فاطمیه به همه مسلمانان تسلیت میگم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱۸ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط یه عاشق نظرات () |

 

در سکوت می توان نگاه را معنا کرد و آن را با عشق به دل پیوند زد می توان بهار را به دیدار برگهای خزان زده برد و برای رازقی های امید از عطر دوست داشتن گفت می خواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٦ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ توسط یه عاشق نظرات () |


Design By : Night Skin